دختر امروزی …

JAVANENGHELABI-HEJAB-26-55x55

دختر امروزی …

فرستاده شده توسط :نسل سومی

آدرس وبلاگ :http://razneghdar.mihanblog.com/

مقابل آینه ایستاد و قد و بالایش را مرور کرد موهایش را بالاتر از همیشه با گل سر بزرگش در پشت سر جمع کرد کاش در مقابل شیطان تعظیم نمی کرد و لعن پیامبر(ص) را به جان نمی خرید.
چرا که پیامبر(ص) زنانی را که در آخر زمان موهایشان را مثل کوهان شتر بالای سرشان می بندند، لعنت کرده.

جوراب نازکش را با عجله به پا کرد، کفشش جلو باز بود و با آن جوراب نازک، خیلی جذاب می شد. کاش به خودش رحم می کرد و اهل حساب و کتاب می شد. آنوقت می دانست هر چیزی قیمتی دارد و او دارد چه هزینه ای گزافی را می پردازد.

شلوار لی بسیار تنگ و روشنی به پا داشت کاش با لباسی که قرار بود اندام او را بپوشاند و حیای او را حفظ کند معصیت خدا و جلب نظر نامحرم را نمی کرد.

وقت بیرون رفتن انگشتر درشتش را جابجا کرد، ناخن هایش را سوهان کشید و لاک زیبایی به آنها زد. کاش لحظه ای مکث می کرد: دنیا لذتش موقت بودنش، آخرت: نعمت های باور نکردنی اش، همیشگی بودنش…
شال رنگی را بدون هیچ قیدی رو سرش انداخته بود گرچه شاید اینطور زیباتر به نظر می رسید. اما کاش یادش می آمد که زیبایی به قیمت نارضایتی خدا و رضایت نگاه های هرزه نمی ارزد.

موبایلش را روشن کرد بوی تعفن حضور شیطان از تک تک فایلهایش به مشام می رسید. کاش افتخار نمی کرد که به روز است وقتی ارمغان آن به روز بودن لبخند شیطان و دوری از خداست.

گاهی اسم هایشان را با هم اشتباه میکرد آخر یکی دوتا نبودند که، به قول دوستش از دیگر دوستاش پیشی گرفته و خبره شده بود.

کاش میدانست لذت حرام ناپایدار است و به زودی دوران این جلب و جذب ها به سر می رسد و او می ماند و دنیایی که هیچ توشه ای برای آن آماده نکرده است!

جمع کردن چادر برایش هیچ مفهومی نداشت، گویا چادر به سر نداشت کاش میدانست که قرار بوده چادر حافظ حیای ظاهری او باشد و چون صدفی او را در بر گیرد.

حال که مجبور بود چادر به سر کند نمیدانست کدام نوع چادر را انتخاب کند که جذابتر شود کاش باور می کرد با انگیزه یا بی انگیزه، در حال معصیت خداست!

برای ادامه متن تا 11 مرداد صبر کنید.